***********
چقدر باید بگذر تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
***********
شهامت با خود روبه رو شدن. دست کم یک بار در زندگی. رو به رو با خود. تنها خود. همین
حق اشتباه ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها, بخش کوچکی از یک جمله, اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟ چه کسی جز خودت؟
***********
آدم هایی که احساس گناه می کنند در بهانه پیدا کردن بسیار قوی هستند. حرف ندارند
***********
ترجیح می دهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه ی عمرت, همیشه کمی رنج بکشی
***********
آیا نمی شد یک بار برای همیشه در را ببندند و مرا با اندوهم تنها بگذارند؟
***********
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی, حتی وقتی نادیده اش میگیری, حتی وقتی نمی خواهی اش از نا امیدی های تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است. آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشتند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند, که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند, دوباره دنبال اتوبوس ها دویدند, به پیش بینی های هواشناسی با دقت گوش کردند و دختر هایشان را شوهر دادند. باورکردنی نیست اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
***********
- پس عشق یک جور حماقت است؟ درست است؟ هرگز عاقبتی ندارد؟
- چرا چرا, اما باید برایش جنگید, باید با خود جنگید
-چه طور با خود جنگید؟
-کمی با خود جنگیدن. هر روز حتی خیلی کم, شهامت خود بودن را داشتن, برای خوشبخت بودن تصمیم گرفتن...
ذهن نوشته های یک دیوانه...ما را در سایت ذهن نوشته های یک دیوانه دنبال میکنید
برچسب: من اورا دوست داشتم از آنا گاوالدا,دانلود رایگان کتاب من اورا دوست داشتم آنا گاوالدا,دانلود کتاب من اورا دوست داشتم از آنا گاوالدا, نویسنده: بازدید: 19